تبليغاتX
بلوچستان

مرثیه ای برای یک رویا  

  

تندرستان رانباشددرد ریش       جزبه همدردی نگویم درد خویشمرحومه رویا سارانی

گفتن اززنبور بی حاصل بود     بایکی در عمرخود ناخورده نیش      

تاتوراحالی نباشد همچو ما        حال ماباشد توراافسانه پیش

سوز من بادیگری نسبت مکن    اونمک بردست ومن برعضوریش

کسانی که درحاشیه امن نیروهای انتظامی زندگی میکنند شاید نمونه آنسانهایی باشند که حال مارادرک نخواهند کرد ؛ این واقعیتی است که در زاهدان وبالطبع بلوچستان؛ مردم ازطرف  نیروی انتظامی بیشتر ازهردزد و .... احساس ناامنی میکنند نمونه های بسیاری وجود دارد که مردم وجوانان بیشتر از ناحیه نیروهایی که باید حافظ جان ومالشان باشند مورد تهدید وآزار قرار گرفته اند؛ واقعیت اینست که این اوضاع نابسامان بیشتر دربلوچستان حاکم است البته نیروهایی هستند که به موازین پایبند نشان میدهند اما درصد بسیارپایینی راشامل میشوند زیرا درنظرآقایان همه مجرم هستند مگر آنکه عکس آن ثابت شود. نمونه بارزآن شهادت(  رویا سارانی )طفلی است که درهنگام بازگشت ازمدره دچارتیرناجوان مردانی میشود که قراراست حافظ جان او باشند همان پلیس مهربان که معلم از او در کلاس درس حامی  مهربان جامعه  نام میبرد ............

چه زیبا گفته اند که: هرچه بگندد نمکش میزنند    وای به روزی که بگنددنمک


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  18 May 2007ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


حقيقت عشق

زلیخا عاشق یوسف شده بود. تمام خواسته های قلبش را در وجود یوسف یافته بود. یوسف را دوست داشت، اما نه تنها ظاهر زیبایش را. زلیخا باطن زیبای یوسف را دیده بود. او را با همه وجودش حس کرده بود.

اگر چه می دانست که اشتباه می کند، اگر چه هنوز شرم داشت، اما دیگر نتوانست تاب آورد و آنچه را که نباید خواست......

 ( از شیما )


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  14 May 2007ساعت 2:13 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


. برای دیدن یک چشمه  آب زلال ادامه مطلب را کلیک کنید .

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  11 May 2007ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


صبح زود  آفتاب نزده نمازشو که میخوند چادرش رو محکم میبست ومیرفت دنبال کارهای روزمره ؛ اونروز وقتی  داروخونه سر خیابون وا کرد رفت وبرای آقاجون  شربت  سرفه گرفت . داشت میومد خونه ؛ که دید دم خونه دوست قدیمی آقاجون شلوغه ؛ هول برش داشت رفت جلوتر از ما جان پرسید چی شده خواهر؟

ماجان گفت : کدخداشریف هم به رحمت خدا رفت. وقتی انا لله روخوند اشکاش هم ریخت بیاد آقاجون افتاد که سرفه امانش روبریده ؛ ولی شربت آقاجون هنوز تو مشته شه  امادلش نیومد  برای آقاجون سر صبحی خبربدببره – شربت روداد به میروک بچه زماخان بقال سر کوچه و گفت :خدا خیرت بده رفتی طرف خونه ما اینو بده به فرشته تا بدهدش به آقاجون من زودی برمیگردم . مردم تابوت رو بلند کردن و هم همه ای در کوچه پیچید وبا گریه ها درامیخت.....

زرملک دیگه توان نداشت  ؛ از پا دراومد ؛  پیاده تا قبرستون آمده بود ؛ نشست گوشه قبر مادرش وگفت: مادر خدا بیامرزدت نگران آقاجونم – امروز یکی ازدوستاشو آوردن همسایگی تو ؛ من چیکار کنم همسایه هات بیشتر نشن ؛ مخصوصن آقاجون که خیلی مشتاق دیدارته ؛

من میترسم اون بیاد پیشت من دق کنم از خودم هولی ندارم فرشته تنها میشه ؛ طفلکی روزها جمعه هم مدرسه اش بازه . ننه جون دعا کن من از تنهایی فرشته ها میترسم.                                 م. ش

+ نوشته شده در  11 May 2007ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


عکس از ایلنا
+ نوشته شده در  11 May 2007ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


در ملک (dor malek)

در تمام آبادی فقط او بودکه هنوز  سیاه چادرش برپابود ودود کنده هیزم ازآن بلند میشد ؛ نوه های قد ونیم قدش دور و اطرافش راگرفته بودند مقداری دوغ ترش را که معمولن ازآن برای زمستانش کشک  درست  میکرد روی آتش گذاشته بود بچه ها ازمزه ترش آن خوششان میامد به هر کدام مقداری بیشتر از قبل میداد وبچه ها سهمیه شان ر باسرانگشت لیس میزدند .

گفتم مادربزرگ بزاناری ات رانمی بینم       گفت: اونو دادم به کسی واینا آخرین شیرش بودند . گفتم چرا؟   درحالیکه با دست چپ دیگ کشکها را بهم میزد دست دیگرش رابالای چانه اش  مالید انگار به خیالی در دوردست  فرورفت نفس عمیقی کشید  و گفت : اونور چشم انتظار من هستند باید برم.         گفتم چراعجله داری؟

اعتنای خاصی به جمله ام نداشت    گفت:اگرشنیدی که من مریض هستم خودت را برسان چون نمیخوام افغانها کلمه ام را بخوانند.

چند وقت بعدشنیدم که درملک مریض است بالای سرش رفتم منزل پسر بزرگش بود دستش راگرفتم  به بدنش اشاره کرد وگفت : روی دلم دونه ای حس میکنم ؛ دستش را آرام ماساژدادم؛

گفت :نه  !      اذیتم نکنید من میخوام برم . خواستم مادر بزرگ را به یک طرف  برگردونم گفت : تکانم نده همینجوری خوبه .  ساعت یازده شب بودومن به خانم های  اطرافش گفتم که میخوام  یک  ساعتی بخوابم   ساعت دوازده بیدارم کنید.

ساعت دوازده بیدار شدم به بقیه گفتم شما برید بخوابید ؛ کنارش نشستم ؛ چشمانش را بازکرد وبه من نکاهی انداخت نگاهش پراز رضایت خاطربود. چند لحظه بعد باصدای بلند گفت : الله – وسپس یکبار دیگر تکرار کرد : الله – من بلند کلمه  را تکرار کردم : اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله- بعضی که بیدار شده بودند گفتند چی شده؟

مادر بزرگم  رفت به جایی که دیگر سیگار زر لازم نداشت وبرای درد مزمن پاهایش به قرص پاکسدین احتیاجی نبود در ملک رفت آنجایی که میگفت چشم انتظارش

هستند .

+ نوشته شده در  10 May 2007ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


رهبران مسلمان آمريكا، قصد دارند تا پيوندهاي شيعيان و سني‌ها در آمريكا را تقويت كنند و اميدوارند با اين كار، اختلافات بين دو گرايش اصلي اسلام را از بين برده و مسلمانان آمريكا را بر مشكلات مشتركشان متمركز كنند.

به گزارش  «آسوشيتدپرس»، با توجه به اختلافات قومي كه باعث افزايش خشونت در عراق شده است، شيعيان و اهل سنت آمريكا، كاملا از خطر اين اختلافات و تأثيرات آن آگاه شده‌اند. در يك مورد، رهبران هر دو دسته در سه شهر آمريكا كه بيشترين مسلمانان را دارد، حركت‌هايي براي ترويج «قانون احترام به عقايد» انجام داده‌اند.

همچنين به تازگي، بيست رهبر سني و شيعه در جنوب كاليفرنيا، نخستين قانون اين حركت را تصويب و امضا كردند. در اين قوانين، «تكفير» (كافر خواندن يك مسلمان ديگر) منع و هرگونه سخنان تنفرآميز درباره چهره‌هاي مورد احترام، ممنوع شده است و بحث و گفت‌وگو را تنها در سطح دانشجويي و نه در خيابان‌ها ضروري مي‌دانند.
قرار است چنين توافق‌هايي نيز در همين ماه در ديترويت و واشنگتن تصويب شود.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  9 May 2007ساعت 1:52 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


استاد زرین کلک پدر انیمیشن ایران با سنی حدود ن ۷۰ سال  در مباحثه با یکی از دانشجویان دختر در مورد یک نقاشی از دانشکده هنر محاکمه ! و اخراج میشود:

نورالدين زرين کلک متولد ۱۳۱۶ در مشهد در سال ۱۹۷۰ به عنوان عضو وارد آسيفای جهانی شد و از ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۰عضو هيات مديره آن بود او فارغ التحصيل هنرستان نقاش کمال الملک تهران و دکترای داروسازی در دانشگاه تهران و کارگردانی انيميشن در آکادمی سلطنتی هنرهای زيبای بلژيک در سال۱۹۷۲ و فيلمسازی عروسکی در استوديو يرژی ترنکا در چک سال۱۹۷۵ است . یاد استاد فرشچیان افتادم که چگونه رفت ولی باز! چگونه برگشت و باز چه ! کشید تابلوی آخری ایشون یادتون هست.

آن چه به طور کلی به اخراج اين استاد معروف رشته هنر انجاميده است، به گزارش خبرگزاری ايسنا و به نقل از همسر دختر دانشجو، اين گونه است: «در کلاس درس نورالدين زرين کلک به يکی از دانشجويان خود که فرشته بدون مويی را نقاشی کرده بود می گويد فرشته کچل زيبا نيست. يکی ديگر از دختران دانشجو می گويد زيبايی به کچل بودن نيست. در اين زمان نورالدين زرين کلک به سمت همين دختر می رود چند تار موی او را نشان می دهد و می گويد اين دختر کچل نيست». به نوشته روزنا دانشجويي که برخورد نورالدين زرين کلک با وي منجر به اخراج اين استاد از دانشگاه شده، هاجر سليمي نمين دختر عباس سليمي نمين روزنامه نگار محافظه کار است.

آقای زرين کلک، يک بار هم پيش از اين، در جريان انقلاب فرهنگی پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ از دانشکده هنر دانشگاه تهران، جايی که در آن به تدريس مشغول بود اخراج شد. اما پس از گذشت چند سال به دعوت همين دانشکده دوباره به تدريس مشغول شد و تا اکنون مشغول به کار بود.

مطلب کامل استاد زرین کلک

+ نوشته شده در  6 May 2007ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


+ نوشته شده در  5 May 2007ساعت 9:30 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 
+ نوشته شده در  3 May 2007ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 امروز در منوجان رودبار قلعه گنج برزخیان بین کرمان وبلوچستان نامه هایشان را مثل پیرزن کرمانی که دیروز نامه نوشته بود دادنامه وار میسپارند بیادمان باشد اینجا جنوب کرمان است همانجایی که تعداد زیادی بلوچ کوچ کرده اند ودر مرز کرمان و بلوچستان پی هویت خودسرگردان مانده اند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  3 May 2007ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 

+ نوشته شده در  3 May 2007ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


ترانه هایی از سرزمین آفتاب

به گفته بزرگان شعر و ادب :از آنجا که لیکو(ی بلوچی) با هایکو(ی ژاپنی)ازنظر کوتاهی کلام و موجز بودن شباهت بسیارقریبی دارند برای امروز چند هایکو بنام - ترانه هایی از سرزمین آفتاب برای شما انتخاب کرده ام که قدمتشان نیز بپای لیکو های پست های پیشین  این تارنما قد میدهد تا چه افتد وچه در نظر آید:

رهگذر

رهکوره های کوهساران پاییزی را

 

برگ های رنگین پوشیده است.

 

من که سرگردان راههای ناشناخته هستم؛ آیا

 

محبوب خودا چگونه باز خواهم یافت

                                                  زومی آمون

 

+ نوشته شده در  28 Apr 2007ساعت 2:57 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


باد

شامگاهان

که انبوه مه خاکستری رنگ ازفراز تپه ها برمیخیزد

 

و سرما ؛ فریاد اردکان وحشی راطنین افکن میکند؛

 

ای دلدار

تنها به تواندیشه خواهم کرد

 

                                                    سو جی

برگ های خزان زده

 

ای برگ های خزان زده؛

 

که برتپه های پاییزی فرو میریزید!

 

 

یک زمان از جنبش وپروازبازایستید

 

تاخانه دلداررابازتوانم یافت.

                                                  تسورا یوکی

+ نوشته شده در  28 Apr 2007ساعت 2:54 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 

خزان

کوهستان ابرپوشیده را

 

امروز؛ به پای لرزان در نوشتم

 

و شکوفه هاراهمه

 

پراکنده یافتم      

                                   سو شو

رهگذر

رهکوره های کوهساران پاییزی را

 

برگ های رنگین پوشیده است.

 

من که سرگردان راههای ناشناخته هستم؛ آیا

 

محبوب خودا چگونه باز خواهم یافت

                                                  زومی آمون

 

+ نوشته شده در  28 Apr 2007ساعت 2:53 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


خان کلات
+ نوشته شده در  27 Apr 2007ساعت 2:35 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


ليكوهاي بلوچي كه مماثل دوبيتي هاي دري؛ لندي هاي پشتو؛ و سوزوان اوزبيكي است؛ تنها از لحاظ محتوا و كاربرد در تقارن و مماثلت آنها قرار نميگيرد؛ بلكه از لحاظ دو وزنه بودن نيز تشابهي با انواع نظم شفاهي سه زبان ديگر كشور دارد؛ بدين معنا كه نمودهاي ياد شده هر يك داراي اشكال معمولي و كوتاه هستند؛ مانند دوبيتي و ميده دوبيتي كه ترانه نيز خوانده ميشود؛ لندي و لندكي كه نصف لندي و داراي يك مصرع است؛ سوزوان و قوشيق كه توره و ناي ناي نيز خوانده ميشود. ليكوهاي بلوچي كه متشكل از دو مصراع ده هجايي است؛ نمود كوچكتر آن ابيات مقفي داراي دو مصراع پنج هجايي ميباشد كه نگارنده با جستاري مختصر نام ديگري براي آن نيافت؛ شايد پژوهش ساحويي بتواند نامي براي اين يكي پيدا كرده و مرز دقيق اين دو قالب داراي يك محتوا را دريابد. نمونه هاي ليكوهاي كوتاه وزن اينها هستند:

 رودي اومالا

دور بدي رومالا

 

 چم تي خمارانت

باگي انارانت

چشمت خمار است

باغ انار است

 گپوتي دلي بند

بور جان دمي بهند

اي كبوترك، دلبندم

نازنينم! بيا لحظه اي بخند

 روچ ديگرانته

مناتي سر انته

وقت عصر است

به سر تو سوگند ياد ميكنم

 روچا بيگا بكن

سرمنی لوگا بكن

بگذار شام گردد

بعد به خانه ام بيا!

 گايي و گوشتي

مني دلاپروشتي

ميآيي و مي ايستي

قلبم را شكستي

 پيتي پارتا

سردين زيارتا

به آرزوي ديدارت

به زيارت ميروم

 شب چون قرارانت

تهي كوشاني توارانت

 

در شب آرام

آواز قدم هاي ترا ميشنوم.

 بيا برون ياشكا

بال بكن چو چاشكا

بيا كه آن طرف دريا برويم

مانند مرغابي پرواز كن

 و پته گي واب كن

نشته گي ته يات كن

اگر در خوابي، راحت باش

چون بيداري مرا ياد كن!

 دل مني گرت كرت

پيراني ودت كرت

دلم بسيار دغدغه دارد

پيران مددم نمايند

 

بنده نيز از اينكه افتخار داشتم كه از اشعار جمع آوري شده توسط دانشمند گرانمايه دكتر اسدا...شعور در وبلاگم استفاده كنم بر خود ميبالم و اميدوارم در اشاعه فرهنگ بلوچي(سرحدي)گامي هر چند ناچيز بردارم.       

http://www.balochistaninfo.com/magazine2/liko.htm

         شه بخش


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  27 Apr 2007ساعت 2:20 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


ليكو يكي از گونه هاي ادب شفاهي و همچنان نوعي از موسيقي بلوچ هاي افغانستان است كه مانند دوبيتي هاي زبان دري و لندي هاي لسان پشتو، توسط‌ عامه ي مردم به صورت شفاهي سروده شده است و به همين شيوه در بين مردمان مناطق مختلف انتشار يافته، و از نسلي به نسل ديگر انتقال پذيرفته است.

ليكو يك بيت موزون و مقفي داراي مصراع هاي ده هجايي است كه مضمون آن را مطالب عاشقانه تشكيل داده، احساسات و عواطف لطيف مردم دلير و سرسخت بلوچ را بازتاب ميدهد. اين خلق شريف : با آنكه شرايط زندگي دشواري از طرف طبيعت بر آنها تحميل شده؛ ولي به گفته ي شاعر نامور بلوچ گل خان نصير:

 

       اي خداوندا بلوچانا چشين مردم بدي

 

     خوش دماغ و جان نثار و زنده دل، روشن خيال


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  27 Apr 2007ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


بی بی سیبد حجابی - زیر سوال بردن امنیت اجتماعی. <<کلیک کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بی بی سشی

+ نوشته شده در  26 Apr 2007ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


وبلاگ >>پائو لو کو ئیلو <<اینجا کلیک کنید

برای >>انجمن دوست داران پائولوکوئیلو <<اینجا کلیک کنید

نویسنده سرشناس آمریکای جنوبی تصمیم گرفته است

 پنج فصل از آخرین رمانش را در وبلاگش قراردهد.

پائولو کوئیلو

+ نوشته شده در  26 Apr 2007ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


مردم بلوچستان مثل همیشه مظلوم ماندند و وزیر لنکرانی که عشق مصاحبه است از داروهای بی اثر ایدز و سرطان برای قشر مرفه گفت اما دریغ از یک کلمه از بیماری مهلک در بلوچستان..؟؟؟/

+ نوشته شده در  24 Apr 2007ساعت 2:57 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


شیوع بیماری در بلوچستان ایران گلوبال ادعا میکند:

بازتاب و گسترش خبر بيماري مهلك عفوني جديد در يكي از مناطق بلوچستان همانند شيوع و سرايت مرگبار باكترياي "يرسينيا پستيس" كه سبب طاعون مرگبار مي شود، مردم شهرستان هاي خاش و سراوان را پريشان و سراسيمه نمود. تعداد بسياري از قربانيان اين ميكرب باز مانده از قرون وسطاء، با تب و سردرد و غده هاي لنفاوي ورم كرده از خواب بيدار شدند....

 

+ نوشته شده در  21 Apr 2007ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


سهم بچه های بلوچ  از سفره ایران چیست؟  نگرانی از فردا....

balooch girlاگر من انسانم ....

اگر شما انسان اید

فاصله هامان را...

داشتن ونداشتن مان را

به او میگویم....

همان که ...

مارا با بلوچستان ...

 با هرم گرمای ۴۵ ...

بدون آب حتی برای تیمم لبهامان 

هی هی های هی.....

 

 

+ نوشته شده در  21 Apr 2007ساعت 6:2 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 اگر بداد مان نرسید....کپر ی در بلوچستان

....

چرا؟ کسی به ما نمی اندیشد...............

+ نوشته شده در  21 Apr 2007ساعت 4:49 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


balooch boy

برای چاره دردم به کجا بروم!

چه کسی نامه ام را میخواند؟  

(کجارازیارت بکنم)؟

فقر نهایتی دارد.... برای کودک بی پناه بلوچ ...

 

+ نوشته شده در  21 Apr 2007ساعت 3:49 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


saravanتاكنون 7 نفر در خاش و سروان به علت اين بيماري كه هنوز مشخص نيست جان خود را از دست داده‌اند به همين علت بنده تا يك ساعت ديگر با نخستين پرواز براي بررسي بيماري و وضعيت منطقه عازم سيستان و بلوچستان مي‌شوم.
وي گفت: علايم اين بيماري كه تب، گلودرد، تورم يكطرفه غدد لنفاوي و گردني و درد منتشره است نشانه‌هاي بيماري‌هاي مختلفي است بنابراين اكنون نمي‌توانيم نام بيماري را اعلام كنيم ولي قطعاً و با يا آنفلوانزاي پرندگان نيست.

مقارن ساعت ‪ ۱۹‬و ‪ ۱۵‬دقيقه شب گذشته هفت نفر به بيمارستان ‪ ۲۲‬بهمن خاش مراجعه كه سه نفر از آنان در بين راه فوت كردند.

وي افزود: چهار نفر از اين افراد با علائم بيماري شامل "تب، گلو درد، سردرد، تورم دردناك و يك طرفه غدد لنفاوي گردني" در بيمارستان بستري و تحت درمان قرار گرفتند.

او ادامه داد: در پي بروز اين بيماري مراتب به سرعت به ستاد هدايت اطلاع رساني دانشگاه علوم پزشكي زاهدان اعلام و ستاد بحران تشكيل شد.

عباسي گفت: چهار بيمار ياد شده براي تشخيص نوع بيماري و درمان به بيمارستان عفوني "بوعلي سينا" زاهدان منتقل شده و اكنون تحت درمان قرار دارند.

وي اضافه كرد: در ادامه اين اقدامها، به كليه بيمارستانهاي استان آماده باش داده شد و اقدامهاي لازم براي شناسايي نوع بيماري و تعيين وضعيت افراد بيمار انجام شد.

مسوول روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي زاهدان بيان كرد: در اين ميان ‪۱۵‬ نفر ديگر به بيمارستان سراوان مراجعه كردند كه سه نفر آنان نيز قبل از رسيدن به بيمارستان فوت شدند.

وي اظهار داشت: با گسترش بيماري اقدامهاي سريع و لازم براي تشخيص نوع بيماري توسط متخصصان و كارشناسان انجام شد كه اين تلاشها در نهايت منجر به تشخيص عامل بيماري شد.

عباسي گفت: بيماري ياد شده نوعي ميكروب است كه احتمال انتقال آن از فرد به فرد اندك است اما اغلب از طريق "گزش حشرات" به ويژه كنه‌هاي روي پوست جوندگان منتقل مي‌شود.

او ادامه داد: با تشخيص عامل بيماري اقدامهاي پيشگيرانه لازم براي اهالي خاش و سراوان و كار درمان بيماران آغاز شد.

مسوول روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي زاهدان افزود: اكنون اوضاع تحت كنترل است و هيچ گونه گزارشي از مراجعه فرد جديد بيمار ارايه نشده است.

در همین رابطه نمايندگان سراوان و خاش در مجلس شوراي اسلامي درنامه‌اي به وزير بهداشت و درمان اعلام كرده اند كه"نوعي بيماري ناشناخته" در اين شهرستان شيوع پيدا كرده است.

به گزارش خبرنگار پارلماني ايرنا، " حميدرضا پشنگ" در اين نامه كه يك نسخه آن روز چهارشنبه در اختيار خبرنگاران قرار گرفت ، خواستار بررسي مرگ مشكوك ‪ ۷‬نفراز مردم اين شهر براثر يك بيماري ناشناخته در دو روزگذشته شده است.

پشنگ در نامه خود خطاب به " كامران باقري لنكراني " آورده است:براساس اخباري از حوزه انتخابيه‌اينجانب ،بيماري خطرناكي با علائم گلو درد ، تب و بعضا كاهش سطح هوشياري شيوع‌يافته كه متاسفانه در فاصله زماني كوتاه ديروز تاامروز ‪ ۷‬نفرازهموطنان عزيزمان‌درمنطقه دشت‌جار،جان خودرا ازدست داده‌اند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  21 Apr 2007ساعت 3:36 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  |