تبليغاتX
بلوچستان

+ نوشته شده در  15 Apr 2007ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 

در شمال بلوچستان و جنوب کرمان این عکس از یک کودک بلوچ ثبت شده است ؛

 اگرباور نمیکنید حق دارید !!!

اما باور نکنید زیرا باور نکردن بسیار آسان تر از باورکردن ....

و هیچ کار انجام ندادن است 

 ....قبل از اینکه اجانب دست ترحم را آستین کنند وبالا بزنند

به یادمان باشد

وظیفه مان را .......

+ نوشته شده در  15 Apr 2007ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


تست

+ نوشته شده در  14 Apr 2007ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


سردار جمعه خان اسماعیل زهی(سومال زی) در سال 1245 در روستای شورو بدنیا آمد پدرش سردار جیهل خان اسماعیل زهی بود پس از مرگ پدر در جوانی سرداری قوم خود را بر عهده گرفت او بعد از رسیدن به سرداری زندگی سیاسی خود را آغاز کرد و به همراه برادرانش به نام های الهیار بلوچ خان و احمد خان به پایگاه های ساندیک انگلیس در نوشکی و یکه مچ حمله کرد و آنها را از بین برد هدف جمعه خان از حمله به پاسگاه های انگریز در هند این بود که انگلیس نتوانددر بلوچستان وارد شود و همیشه می گفت اگر انگلیس تا نرماشیر بلوچستان را تصرف کند 00با آلمانها بر سر افغانستان به مبارزه می پردازد و این کشمکش بلوچستان را در زیر پاهای این دو قدرت استعماری لگد کوب خواهد کرد و در همین راستا وی به همراه برادرشجاعش بلوچ خان و سایر طوایف بلوچ به جنگ دشمن در خانه دشمن شتافتند و با همکاری دو قوم گمشادزهی و شهنوازی؟!(شهنوازی ها بعد از واقعه صلح ملقب به شهنوازی میشوند) چنان عرصه را بر انگلیس تنگ کردند که بریتانیا برای حل این مشکل زنرال رجینالد دایر را به بلوچستان اعزام کرد و در یکی از همین حملات که سردار جمعه خان بر دایر و پاسگاهش حمله برده بود دو برادر شجاعش یعنی الهیار و بلوچ خان شهید شدند و احمد خان با آنکه بیست و هشت تیر به وی اصابت کرد اجساد را رها نکرد تا توانست همه شهدا و مجروحان را به شورو حمل کند . ادامه دارد.. با تشکر از بلوچ خان http://www.balochkhan.persianblog.com
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  14 Apr 2007ساعت 1:34 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


قلک یعنی چه؟

تو منو صدا کردی یا جیر جیرک آواز میخوند ؟*

جیر جیرک آواز میخوند.

تشنه ته آب میخوای ؟

کاشکی که (فقط)تشنه ام بود

گشنه ته نون میخوای ؟

کاشکی که گشنه ام بود

دندونت درد میکنه ؟

سردته ؟خب برو زیر لحاف!!

لحافم تنمه  !

سردمه ...

گرممه ...

درد دارم

چکنم هان چکنم؟؟؟؟

 *واگویه ای از زنده یاد حسین پناهی

 

 

کودک من جوان من عزیز من درس بخوان حتی در کپری حقیر که بوی فقر  سقف آن راعطرآگین کرده است

+ نوشته شده در  13 Apr 2007ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


اب  اب اب

دخترک میخواند : در کشور ما روستاهای دور افتاده ای وجود دارد که از پیش پا افتاده ترین امکانات مانند آب آشامیدنی ؛ مدرسه و خانه بهداشت محروم هستند ....................

مادر شما این آب کثیف را میخورید ؟....

و قصه ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  13 Apr 2007ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


بمیریم که در شهرهای نزدیک  ما اینچنین فقر بیداد میکند وما به فکر آنسوی آبها هستیم....دولت ... ؟؟؟؟ بگذارید پی اتمشان بروند .

 بیاییدخودمان را دریابیم        مادرم کفشهایت کو

+ نوشته شده در  13 Apr 2007ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


من الان نمیتونم گریه کنم ...شاید مسخره ام نمیکردید گریه میکردم.. این حرفهای یک مرد بلوچ است

مردی که فرزندانش در مقابل چشمانش در سخت ترین زمستانها و گرمترین تابستانها کفشی به پا ندارنددر مقابل کمیته امداد
+ نوشته شده در  13 Apr 2007ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


این آب آشامیدنی میتواند باشد برای موجودات دیگر؟

ازاین تصویردر منوجان قلعه گنج و رودبار بسیار میبینید !!!!

 

 

مادر شما این آب کثیف را میخورید ؟

مادر: بله !

چرا؟

مادر : همینطور چونکه توشنه ایم از توشنگی !! بهداشت امده اینجا ودیده که ما این آب رو میخوریم!!!!

چکار کرده ؟هیچکار.........................
+ نوشته شده در  13 Apr 2007ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


بلوچهایی در مرز استانهای کرمان - سیستان و بلوچستان و هرمزگان زندگی میکنند که هراز گاهی به وسیله کسانی کشف وسژس فراموش میشوند بر عهده خود بلوچهاست که یکبار برای همیشه آنها را کشف کنند و در حقیقت نجاتشان دهند.

دخترک میخواند : در کشور ما روستاهای دور افتاده ای وجود دارد که از پیش پا افتاده ترین امکانات مانند آب آشامیدنی ؛ مدرسه و خانه بهداشت محروم هستند ................باور کردنش خیلی سخته اما حقیقت داردکپر شوما بخوانید کلاس درس

+ نوشته شده در  13 Apr 2007ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


همان عکسب بیایید و بلوچها را در قلعه گنج و رودبار و بشاگرد  دریابیم  ...

 

 

 

گریه من از بیکسی نیست 

درد من فقر کودکانم است

+ نوشته شده در  13 Apr 2007ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


توضیح آقای انوشیروان کیهانی:اين سايت مستقل و بدون كوچكترين وابستگي؛ هديه ناچيز مولف كوچك آن به همه ايرانيان، ايراني تبارها و پارسي زبانان است كه ايشان را از جان عزيزتر دارد ؛ و خدمتي است ميهني و آموزشي كه خدمت به ميهن و هموطنان تكليف و فريضه است كه بايد شريف و خلل ناپذير باشد و در راه انجام تكاليف ميهني نياز به حمايت مادي احدي نبايد باشد، و نخواهد بود. انتخاب موارد براي نگارش و عرضه در سايت نظرشخص مولف است.

 

                                   نمونه اخبار آرشیوی و سالگردی

... و بالاخره دادشاه بلوچ كشته شد
پس از ده ماه و 17 روز تعقيب و زدوخورد بالاخره 21 دي ماه 1336 دادشاه بلوچ كه سردبير وقت روزنامه اطلاعات اورا « دادشاه ياغي » مي نوشت كشته شد و دو همسر و همدستان او كه چند نفر بيشتر نبودند دستگير شدند !. وي و برادرش و چند تن ديگر اوايل فروردين ماه اين سال در نزديكي ايرانشهر راه بر خودرو رئيس منطقه اي كرمان اصل چهار ترومن ، يك آمريكايي ديگر و دوهمراه ايراني آنان بسته و هر چهار تن را كشته بودند و ژاندارمري ايران در طول ده ماه و 17 روز نتوانسته بود آنها را در كوههاي بلوچستان دستگير كند كه قضيه به صورت يك خبر جهاني در آمده بود به ويژه كه اين چند نفر با تفنگ عادي هواپيماي حامل رئيس ستاد ژاندارمري را سرنگون و او را كشته بودند. پس از كشته شدن دادشاه عكس جنازه او را در روزنامه ها منتشر ساختند تا مردم گزارش مرگ او را باور كنند.شاه دادن ترفيع درجه به افسران ژاندارمري را موكول به حل مسئله دادشاه كرده بود.
در نخستين انتخابات رياست جمهوري ايران بني صدر اول و دريادار مدني کرماني دوم شد

    پنجم بهمن سال 1358 نخستين انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد . در اين انتخابات پنج نفر اول به اين ترتيب اعلام شدند: دکتر ابوالحسن بني صدر ، دريادار دکتر احمد مدني كرماني ، دکتر حبيبي ، دكتر سامي و داريوش فروهر. بني صدر رئيس جمهور شد و مدني که ميليونها راي آورده بود به نتيجه انتخابات اعتراض كرد. وي در استانهاي كرمان ، كردستان ، سيستان و بلوچستان ، بندر عباس و زنجان اول شده بود. سبب اعتراض او اين بود كه برخلاف خلاف، در 24 ساعت پيش از راي گيري هم تبليغات له بني صدر و عليه او ادامه يافته بود و موارد ديگر. قطب زاده كه بيش از نامزدهاي ديگر براي خود تبليغ كرده بود تنها 25 صدم درصد آرا را به دست آورده بود.

+ نوشته شده در  10 Apr 2007ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


اولين جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام در سال1386 تشكيل شد(18/1/1386)
 
در اولين جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام در سال جديد كه با حضور سران سه قوه و اعضاي جديد تشكيل شد، بررسي و تدوين سياستهاي كلي نظام در بخش مديريت و نظام اداري كه از جلسات قبل شروع و مواردي از آن به تصويب رسيده است ادامه يافت و چهار بند ديگر به اين سياست‌ها افزوده شد.
در اين جلسه پس از بحث و بررسي اعضاي مجمع و رؤساي كميسيونهاي مربوطه در مجلس شوراي اسلامي و وزراي مربوطه در دولت، مواردي حول محور ذيل به تصويب رسيد:
تحول و ساماندهي نظام مديريت منابع انساني براساس:
رعايت عدالت در بكارگيري واجدين شرايط
- تداوم خدمت و ارتقاء شغلي كاركنان براساس ضوابط از قبيل توانايي، يادگيري مستمر، قانون‌مداري، وجدان كاري و جلب رضايت مردم.
- قانونمندشدن معيارهاي شايستگي و عزل و نصب و تغيير مديران بر مبناي معيارهاي قانوني و نتايج عملكرد و پرهيز از تغييرات گسترده بر پايه سلايق و گرايشهاي سياسي.
در جلسات آتي مجمع ادامه تدوين اين سياستها پيگيري خواهد شد.
+ نوشته شده در  10 Apr 2007ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


یا نبی الله 

یا محمد نور مجسم یا حبیبی یا مولایی

محمد (ص) ازتو (ازشما)میخواهم خدارا           الهی ازتو (ازشما)عشق مصطفی را

+ نوشته شده در  10 Apr 2007ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


من بلوچم وزبلوچ مهربان گویم سخن

ازمرام وسیرت این قهرمان گویم سخن

ازمکان ومسکن وماوای حاصلخیزاو

ازکویــروساحل بحــرعمان گـویم سخن

ازفــــرازکوه تفـــتان اژدهای آتــشین

سردوآرام با دلی آتشفشان گویم سخـن

من زبزمان وشکاروصیدوآب معدنش

ازجبال زنده سربرکهکشان گویم سخن

ازدیارپیپ وفنوج آزباغ وکه سفیــــد

منبع نفت وطلا وبرلیان گویم سخــــــن

من زبنت میرقنبر،نیکشهروقصروقند

من ازآن پاینده مردجاودان گویم سخــن

زان همه آب روان ملک بمپوربحرگون

بس لطیف ونرم مثل پرنیانم گویم سخن

ارض حاصلخیزوآن رودخانه پربرکتش

غله راانبارهمچون سیستان گویم سخـن

بخش سربازم بهشت خطه زرخیزمن

باغهای سبزآن چون بوستان گویم سخن

ازدیارپیـــشین وخاک زرباهــــوکلات

من زخاکی که نباشدمثل آن گویم سخن

چابهار و بندرآزاد و بحرپرخــــروش

ازکنارک این دریا مرزبان گویم سخــــن

ازسفالکاران سربازوسراوان سرفراز

مردمان بی ریا وکاردان گویم سخـــــــن


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  7 Apr 2007ساعت 2:22 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


کولیها: در این مبحث ما می خواهیم ریشه دو موسیقی و تشابهات نوع زندگی آنها را بیان

موسیقی بلوچی تاثیر گرفته از موسیقی هند و پاکستان میباشد به دلیل ارتباطات اقتصادی که در زمانهای قدیم بین این دو منطقه وجود داشته، البته در حال حاضر این موسیقی تاثیرات بسیار زیادی را از موسیقی هند گرفته و این روند باعث از بین بردن موسیقی اصیل این قوم می شود، و برای از دست ندادن این اصالت باید فرهنگ و ریشه این قوم را به مردم آموخت. البته حفظ برخي سنن قومي كه با موسيقي توأم است مثل مراسم ختنه سوران، عروسي، رقص گواتي و غيره، موجب شده است نمونه هائي از موسيقي اصيل اين منطقه برجاي بماند. بعلاوه در گوشه و كنار بلوچستان معدودي از نوازندگان دوره گرد را مي توان يافت كه به موسيقي سنتي خود وفادار مانده اند.

نوازندگان دوره گرد كه اين حرفه را از نياكان خود، نسل بعد از نسل به ارث مي برند، در ابتدا لانگو (Lângo) ناميده مي شدند و سپس لقب لوري (Luri) گرفتند و هم اكنون نيز به همين نام شناخته مي شوند. مگرتنبورگ نوازان كه به پهلوان (Pahlowân) شهرت دارند لقب لوری را به هر دو قوم نسبت داده اند.

لوری ها در روستاها به گردش مي افتند و از هر كس به فراخور حالش كمك نقدي يا جنسي دريافت مي دارند. هر شش ماه يكبار هم به خانه بزرگان و خوانين مراجعه مي كنند تا براي گذران زندگي مايه ي معاش گرد آورند 1- برای شنیدن نمونه ایی از موسیقی اصیل فلامنکو در این قسمت کلیک کنید. flamenco 

2- برای شنیدن نمونه ایی از موسیقی اصیل بلوچی در این قسمت کلیک کنید.  faze mohammad baloch  

  www.artists.blogfa.com                                   

منابع:

کتاب: هنر مرموز فلامنکو

 http://www.artmusic.ir

نوشته: محمد امين روحانی

 http://www.ichodoc.ir

نوشته: محمدعلي احمديان

 http://www.sarbaaz.com

 http://www.baloch2000.org برگرفته از:http://www.balochacademy.tk/


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  7 Apr 2007ساعت 2:10 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


شاباس

شاه عباس ....  شاه عباس صفوی کبیردر یک سقف نگاره -چهل ستون اصفهان 

 - مایلید چیزی  به دف وچنگ ونی و حرکات مجلسی اضافه کنم؟؟؟

           باخودتان وذهن مبارکتان

+ نوشته شده در  3 Apr 2007ساعت 2:39 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 بلوچ وبلوچستان    

    بهار فصل بره های معصوم  و فصل بارش ترونگور*۱ 

    فصل ناورهای* پرآپ                                             ۲

   فصل مشکهان* همیشه در ارزوی آب                    ۳

    فصل  مم *                                                          ۴

   و فصل سرمستی       گاندو*                                 ۵

                                                        به احترام نسل ازدست رفته   

                                                        پهل گوش*                                                            ۶

                                                      و اوهز ها *                                                              ۷

                                                       و پلنگ های دشت علیم خان آپی*                             ۸

                                                         بهار    گا ه    هایت    را   

                                                         میستایم  دوست میداریم                    

                                                         بلوچستان سرزمین همیشه بهار    

                                                          .......... بهارت مبارک

                                                      

                                                 *  توضیحات*                            

1-با( ر )در ابتدا و( دال) در آخرکه روی آنها( طا) دسته دار میگذارند واین (ر)درگویش بلوچی سرحد با چپه شدن وچسبیدن نوک زبان به ابتدای کام تلفظ میشود و (دال)که باچسبیدن نوک زبان به ابتدای کام تلفظ میشود وبه معنی  تگرگ

2-:برکه های موقت و طبیعی گه مردم در فصل بهار ازآن می آشامیدند. همچنین (ر)انتهایی با روش (ر) ترونگور تلفظ میشود

3- جمع مشک ظرف مخصوص حمل آب ساخته وعمل آورده شده ازپوست بزنر

4-خرس سیاه بلوچستان

5-تمساح پوزه کوتاه بلوچستان

6-پهل گوش حیو نی ازتیره گربه سانان  در بلوچستان که ظاهرا نسلش منقرض شده است

7-اوهز همان یوز است که نسل آن دربلوچستان دیگر وجودندارد

8-حد فاصل سیخ سفلی و دره شور در سرحد

 

+ نوشته شده در  3 Apr 2007ساعت 2:17 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


در سال 86

یادم باشد؛ 

حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

راهی نروم که بیراه باشد

خطی ننویسم که آزار بدهد کسی را

یادم باشد که همه چیز جای خودشان ،کائنات، خوب کارشان را انجام می دهند

و همه چیز بر وقف مراد است و خوب

تنها؛دل ماست که دل نیست

تنها نگاه ماست که نگاه نیست،آری

ای کاش عظمت در نگاه ما باشد نه در چیزی که به آن مینگریم

همچنين ؛

          يادمان باشد از اين پس خطايي نكنيم

                                                 گرچه در خويش ، شكستيم صدايي نكنيم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

                                              طلب  عشق  زهر  بی  سر  و  پایی  نکنیم

یادمان باشد اگر این دلمان بی کَس شد                

                                      طلب   مهر  ز هر   چشم   خماری   نکنیم

یادمان باشد که دگر لیلی و مجنوني نیست       

                                            به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم

یادمان باشد که در این بحر دو رنگی و ریا

                      دگر   حتی   طلب   آب   ز  دریا   نکنیم

مجدداً سال نو مبارك

 

+ نوشته شده در  2 Apr 2007ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  |