تبليغاتX
بلوچستان

didar

جناب آقای ضرغامی مذیر محترم رسانه ملی !! متعلق به ملت !! بازتاب رسانه ای این دیدار به ضرر وزیان

چه گروهی می انجامد۰۰شعاروحدت که دررسانه شماهرساله بابوق وکرنای مطربی درمی آمیزد گوش های مان را می ساید۰۰۰اما ...........بازهم گلی به جمال وب نوشت هایی که هرروز تهدید میشوند.

براستی برای پنج سال آینده شما همچون سالهای گذشته ریاست شما تاسف میخورم.....

 

 

+ نوشته شده در  16 Nov 2009ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 

إش چؤداں که ماں مۓ گل زمین ایراني تها بلوچی زبانۓ وانگ ؤ نبیسگۓ جاگه إ نیست إنت اؤ هر چه هست ؤ نیست مۓ هم إ دپ په دپی گپّ ؤ تران إنت که سینءَگ په سینءَگءَ گرد إنت اؤ په دگران‏‏ءَ رس إنت، اؤ چه دگه دیم إ مۓ وانوگران چه بلوث إنت اؤ چه ملوث إنت گؤن دگ‏ءَ لبزانی گپّ ؤ گال هور تهور بوتگ إنت، إ پیم که بلوچی زبانءَ کم کم وتهی جاگهء َ په دگءِ زبانان داتگ اؤ بلکّل شموشگ بوتگ؛ إ ترس ؤ بیمءَ روت إن که تاں آیوکین چنت سال دگءَ چه مۓ ماتهی زبانءَ هّچ پد ؤ رندإ ممان إیت.
بلوچی زبان چه یک دیم إ گؤن پشتؤ اؤ پارسی دری - چه یک دیم إ گؤن اردو اؤ سندی اؤ پنجاپی – چه یک دیم إ گؤن عربی اؤ انگلیسی اؤ چه دگءَ دیم إ گؤن پارسی بّر وارتگ اؤ هؤر بوتگ .
ماں مۓ هند اؤ دمگءِ تها بلوچی گپانۓ یل دیگ اؤ دگءَ زبانۓ گپانۓ زورگ یک شّرین کارإ بوتگ که إ یکّءِ چه ما آپت ؤ نادراهیءِ علامتّ إنت.
إ مۓ اؤ شمۓ ذمّه واری إنت تاں په وتهی ماتهی لبز ؤ زبانۓ دارگءَ جهد اؤ کؤشست بکن إین اؤ اوّل ماں جندۓ لؤگ ؤ دوار آیرءَ پکار بگرإین گّڈا چه وتهی نزدیک إین سیاد ؤ وارثان بلوٹ إین که هنچؤ بکن إنت.
په هم إ بابتءَ چنت سادگ إین اؤ آسان إین رد ؤ رهبند شمۓ نیمگءَ پیش کنگ بیت:
یکّ : بلوچی رادونۓ برنامگءَ دلگوش کن ‏أَگ که هر شپی 8 شنگ ؤ تالان بیت.
دو : بلوچی نبشتانک اؤ لبزانکانی وانگ ؤ آیانی کدیمی گپ اؤ گالۓ یاد گرگ.
سۓ: گون بلوچی زبانءَ حّط ؤ نامگۓ نبیسگ اؤ شنگ ؤ تالان کنگ په وتهی دؤست ؤ سنگتان هؤرگؤن موبایل ، ایمیل اؤ یا وبلاگ .
چار: بلوچی بتل ؤ متلانۓ یاد گرگ اؤ پکار بندگ .
پنچ: پیرإین مهلوکانی کّر ؤ گورءَ نندگ اؤ آیانی گپانۓ دلگوش دیگ هنچو که پیرؤک ؤ واجه اؤ بّلؤک ؤ بی بی .
( شمۓ منّت وار : مریدان سلطان بابا حاجی

مطلب فوق به درخواست یکی از همکاران وب نویس در سایت گنجانده سده است بدون کم وکاست.

اصل درخواست (واجه شه بخش سلام علیکم - وبلاگ کاملا مفیدی دارید - تبریک میگم.
اگر صلاح دونستید مطلب ذیل را در وبلاگتان نمایش دهید . ضمنا نظرتون را راجع به تبادل لینک جویا هستم.)

+ نوشته شده در  9 Jun 2009ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


میدان مالیه زاهدانپلاژ تیسس
+ نوشته شده در  8 Jun 2009ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


چهل و نه سال بعد از اولین تجربه مناظره تلویزیونی انتخاباتی در جهان، مردم شهرهای بزرگ ایران در برخورد با اولین مناظره مستقیم تلویزیونی دو رقیب انتخابات ریاست جمهوری، بعد از تماشای گفتگوی جنجالی محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی به خیابان ریختند و تا نزدیک سپیده دم جدل های مناظره را ادامه دادند. این صحنه ای است که هنوز اکثر کشورهای شرقی موفق به دیدارش نشده اند.

 مناظزه

اولین تجربه جهانی، مناظره تلویزیونی ریچارد نیکسون، نامزد حزب جمهوریخواه آمریکا با جان اف کندی، نامزد حزب دموکرات در انتخابات سال 1960بود. دو رقیب انتخاباتی شب قبل مطابق نظرسنجی گالوپ شانه به شانه بودند و در برخی از موارد ریچارد نیکسون پیروز می نمود. اما بعد از مناظره، نظرسنجی ها نشان می داد مردم آمریکا با اختلاف ده امتیاز کندی را برگزید.

مارشال مک لوهان، استاد کانادائی علم رسانه ها و نویسنده آینه های جیبی که از وی به عنوان بزرگ ترین کارشناس این رشته یاد می شود و کتاب ها و جزوات درسی وی هنوز اعتباری جهانی دارد، در تقطیع صحنه های مناظره تلویزیونی کندی و نیکسون از حرکات دست و صورت کندی، تخته تیره رنگی که پشت وی قرار داشت، و تواضع و متانتی که در گفتار وی بود به عنوان عوامل اصلی جلب رای موافق مردم به عنوان نکته های تاثیر گذار سخن رانده است.

-بنقل ازسایت بی بی سی فارسی بقلم مسعودبهنود


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  7 Jun 2009ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


باسلام  عکس هایی ازبلوچستان گذاشتم لطفابرای رویت کامل عکس آنرا ابتدا ذخیره نمایید. 

                                         باتوجه به حق حداقل صاحب اثر(نگارنده )

تقاضادارم عنوان وبلاگ درهنگام استفاده

                                                درج گردد ./.

                                                                       باتشکر م.شه بخش

+ نوشته شده در  6 Jun 2009ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


khash baloochestan
+ نوشته شده در  6 Jun 2009ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


پاک کردن ماهی

ماهیگیران فقیردرچاه بهار قدیم-پاک کردن ماهی

+ نوشته شده در  6 Jun 2009ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


باسلام  مدت ها است که دوستان بلوچ ودوستداران طبیعت بلوچستان ازبنده تقاضاداشتند که دروبلاگی که عنوان پاک بلوچستان رابرخود دارد عکس هایی ازبلوچستان بگذارم این درخواست به  دلایلی به تعویق افتاد با این حال تقاضادارم باتوجه به حق حداقل صاحب اثر(نگارنده )تقاضادارم عنوان وبلاگ درهنگام استفاده درج گردد ./.باتشکر م.شه بخش

+ نوشته شده در  6 Jun 2009ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


چاه بهار
+ نوشته شده در  6 Jun 2009ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


ماهی گیران  چابهار قدیم -

+ نوشته شده در  6 Jun 2009ساعت 12:35 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


مهندس عبدالسلام بزرگزاده مدیرکل صنایع دستی استان درزمان دولت دوم خرداد درچرخشی  آشکار دو کاندیدای اصلاح طلب را (که به نحوی درگرفتن پست مدیر کلی وی حداقل درهمفکربودن بالیدراصلاحات وجه مشترک داشتند)نادیده گرفته است .

بنده به وعده های انتخاباتی که معمولا برای مبلغان ولیدرهای  آنان درنظرگرفته میشود توجه ندارم امامسئله اینست که چگونه ممکن است فردی بسان بزرگزاده این چنین قوه محاسبه گری خودرانادیده گرفته وبه طرف شخصی شیرجه زده است که درنظرسنجیهای حتی فرمایشی نفر آخر میباشد وایشان چگونه مردم رابسوی وی فراخوانده است .

بنده تایید میکنم حرفی گفته شده ونظریه ای مطرح گردیده منطقی بنظر می آید اما صرفاجنبه تئوریک دارد وبرای درج دریک صفحه روزنامه عالی است ولی اما میان ماه من تاماه گردون... ارحرف تا عمل ....

علاوه برآن آیا قاطبه مردم وهمچنین لیدرمذهبی استان اگربه فرض محال درپشت سر کاندیدای آخر بایستندآیا این خطروجود ندارد که دوباره دربرپاشنه ی گذشته بچرخدو کاندیدایی انتخاب شود که اصولا برای ماغیرمترقبه باشد وچهارسال غیرقافل پیش بینی دیگر(برای اهل سنت)تکرارشود؟؟

 

                                                                                    م.ش

+ نوشته شده در  31 May 2009ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 


به قلم: مهندس عبدالسلام بزرگ زاده

جامعه اهل سنت ایران علی الخصوص اقوام ایرانی به ویژه قوم بلوچ به دلیل عدم مهرورزی دولت نهم با آنها که ناشی از انسجام انتخاباتی و همراهی با رقبای دولت نهم بود هزینه سنگینی متحمل شد. کمترین آن پرونده سازی و معرفی به مراجع قضایی و بیشترین آن تخریب حوزه های علمیه و زندانی علمای اهل سنت بود به همین دلیل تمایل چندانی برای حضور گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری ندارد. هر چند معتقدند که تنها فرصت مناسب برای بیان مطالبات و طرح مشکلات قومی و مذهبی را نباید از دست بدهند به همین جهت با تمام کاندیداهای ریاست جمهوری همانند دوره های گذشته مذاکراتی را داشته و منتظر پاسخ مناسب هستند. اما آنچه برای جامعه اهل سنت و اقوام ایرانی مهم است در درجه اول انسجام انتخاباتی اهل سنت همانند دوره های قبل و بعد از آن احترام گذاری و منزلت اجتماعی به عنوان شهروند درجه یک ایرانی . در این دوره آنچه مسلم است تمام کاندیداهای مطرح دریافته اند که اقوام ایرانی فرصت هستند نه تهدید و اهل سنت نیز فرصت ویژه ای برای تعامل ایران با جهان اسلام و از طرفی رای اقوام و اهل سنت نیز برای پیروزی در انتخابات سرنوشت ساز است. اما برخی از کاندیداها حاضر نیستند حتی برا ی جلب رضایت معمول انتخاباتی اقوام و اهل سنت را حتی در زمان کوتاه انتخابات مشارکت دهند پس چگونه می توانند پس از پیروزی شعارهای عوام فریبانه خود را که در بیانیه ها و همایش های تبلیغاتی تحت عناوین فریبنده همانند همایش اقوام ایرانی اجرا نمایند. اقوام ایرانی و اهل سنت ایران علاوه برعمران و آبادانی که وظیفه ذاتی دولتها برای همه شهروندان ایرانی است منزلت اجتماعی و حق شهروندی به عنوان شهروند درجه یک را تقاضا دارند. زیرا در عمل چنانچه به آنها اعتماد شود خود نیز در عمران و آبادی کشورشان  مشارکت خواهند داشت و شعارهایی که امکان اجرایی شدن آنها وجود دارد را انتخاب خواهند کرد.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  31 May 2009ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


بعضی ازسایتها مردم استان سیستان وبلوچستان را ازشرکت درانتخاب رییس جمهوری منع وحتی تهدید کرده اند .

 البته برای نشان دادن اعتراض به وضعیت موجود ممکن است راهکاری کوچک باشد اما نه برای قاطبه مردمی که به عنوان بلوچ درکشوری بنام ایران زندگی میکنند زیرا این موضوع نه تنها مشکلی راازدوش مردم این سامان برنخواهدداشت بلکه بهانه بدست کسانی خواهدداد که منتظرفرصتی هستند تابرای منافع شخصی خویش اموال اندک مردم رابه هربهانه ای مصادره میکنند.

شاهدمثال زمانی بود که به دلیل درگیری های بین تجارموادمخدرونیروهای نظامی ؛ ماشین مردم فقیر در ایرانشهر به این بهانه وباسو استفاده ازقانون ازکجاآورده ای؟!!مصادره میشد ماشینی که باهزارقرض وقوله ازبندرآزاد به اقساط خریده شده بود !!

مثالی دیگرانتخابات چهارسال قبل است .

درمرحله اول انتخابات چهارسال قبل  درتهران  بنده شاهدصفی به اندازه یک کیلومتربودم که منجربه کشیدن انتخابات به دوردوم شد امادرمرحله دوم صفی وجودنداشت امارییس جمهور با حداکثر آرا انتخاب شدوچهارسال ازآن تاریخ میگذرد .

بیاییم اعتراض هارادرقالب مدنیت ابراز کنیم وبرای فرصت طلبانی که منتظربهانه ای هستند فرصت ایجاد نکنیم.

شماتت تان رابجان می خرم چون دوستتان دارم -کوچک همه شما

                                                                             م-شه بخش

+ نوشته شده در  27 May 2009ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


111

مردم تبریز دراستقبال ازکاندیدای اصلاح طلبان

درهمایش ها میتینگ ها واستقبالها ....

مردم می آیند چه احمدی

 چه موسوی

مردم می آیند...

اما چرا؟؟

112

+ نوشته شده در  27 May 2009ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


+ نوشته شده در  27 May 2009ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


درست چهار سال پیش بود که خبرگزاری های مختلف داخلی و خارجی از شهید یا کشته شدن سه جوان خبردادند(سه نوجوان به اسامی حمید نوتی زهی 15 ساله، روح اله نوتی زهی 16 ساله و مسعود شه بخش 18 ساله در تاریخ 2.11.84 (22 ژانويه 2006) سوار بر موتوری برای عیادت پسر عمویشان به بیمارستان تامین اجتماعی می رفتندتوسط پرسنل  نیروی انتظامی که فاقدلباس فرم وماشین  انتظامی بودند به رگبار بسته شده ودونفرشان در دم کشته ویکنفر دربیمارستان ازمرگ حتمی نجات یافت  ...)

کنون چهارسال میگذرد اززمانی که روزنامه وزین کیهان وخبرگزاری وزین تر ازآن -انتخاب پیش ازتشخیص دادگاه ازاشرار بودن آین اطفال بی گناه خبردادند اما اکنون پس ازگذشت چهارسال با حکم شماره ۴۳۸۸تاریخ ۵/۲/۸۸شعبه دو دادگاه نظامی سیستان وبلوچستان نه تنها این عزیزان تبرئه شده بلکه به اشتباه هات نیرو مبنی بر عدم استفاده از مامور در لباس رسمی و شلیک نابجا اذعان گردیده است ....حال باید پرسید که عمل ماموران راچگونه توجیه خواهند کرد .....اکنون باید بدورازهرگونه تعصب وجانبداری تهمت های کیهان وخبرگزازی انتخاب بوسیله چه کسی جبران خواهدشد اکنون باید پرسید که :

(حمید جان 15 ساله، روح اله جان 16 ساله و مسعود شه بخش جان 18 ساله...بای ذنب قتلت)

 

آیا کسی هست که به این ندای خانواده های داغدیده جواب دهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 عجیب ترازهمه انکه اسلحه ای را در محل به وسیله مامور گداشته شده وبه عنوان وسیله ارتکاب جرم ازآن یادشده بود را چگونه توجیه خواهند نمود (دردادنامه آمده است که :

بااستناد اصل ۳۷مامورین متهم تبرئه وآمده است که باتوجه به شکایت ائایای دم مقتواین وشکات مجروح حادثه مبنی برمطالبه دیه هرچندکه کشف یک قبظه کات درصحنه که بعض ازمامورین آنرابه راکبین موتورسیکلت مذکورنموده اند قزینه ظنی برتقصیرآنهاست ....

درادامه آمده است : لیکن چون استفاده ازسلاح مکشوفه توسط مقتولین ومجروح حادثه(حمید  15 ساله،  مسعود  18 ساله وروح اله  16 ساله )بعلت فقد ادله اثباتی کافی قابل استناد نیست ....) آیا در این کشور چیزی بنام قانون وجود دارد اگروجود ددارد چگونه این داغ ازدل عبدالله شه بخش پدر مسعود و حبیب الله پدر دونفردیگربرداشته خواهدشد باتبرئه نمودن مامورین وباتوجه به عدم ثبوت تقصیر مقتواین طبق دادنامه ...

من نه تنهاشرم میکنم که در مملکت من این اتفاق افتاده است بلکه  عدم احساس امنیت

دراین ناکجا آباد راباصدای بلند اعلام میکنم شما چطور؟؟؟؟

+ نوشته شده در  11 May 2009ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 

                                                         m h mosavi               

سفر میرحسین موسوی به استانها و ملاقات با مردم اتفاق  تازه ای نیست اما درکنار این ملاقاتهای مردمی نشریه ای بانام جنبش به صاحب امتیازی ومدیر مسولی ب.ادبی با پسوند پایگاه نسل چالشگر مطلبی منتشرودرمیان نردم توزیع کرده است که حکم تخریب را دارد همان کاری که بزرگان انقلاب همه را ازآن نهی کرده اند.

عنوان غلط انداز و دوپهلوی آن اینست :آقای موسوی من به شما رای میدهم چون .....

((آقای موسوی من به شما رای میدهم به خاطرسالهایی که نخست وزیر بودید ومن ندیدم..؟

آقای موسوی من به شما رای میدهم ..به خاطرصف های طویل کوپن!!

به خاطرسهمی که دردوم خرداد داشتی ......

اماآقای موسوی اینجا دانشگاه است وهمه مثل من نیستند!!

به دانشگاه نیا!!!!دانشگاه هنوززنده است وهنوزدانشجو میمیردذلت نمی پذیرد...))

جالب است که این نشریه داخلی دانشجویی اززرتشت هم افاضاتی آورده اند که اظهارات کوته بینانه اش رارنگ ملی هم بدهد.....

برادران ملی غیرملی - مذهبی وغیر مذهبی - لطفا آرام ترمز نبرید ....آخرشاهنامه هنوز مانده .....

علامتهای تعجب وسوال ازنکارنده این وبلاگ میباشد.

                                                     باتشکر م. شه بخش

 

 

+ نوشته شده در  6 May 2009ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


 یکی ازمطالب که بسیاری ازآن استقبال کردند بنام بهار ۱۳۸۸

آنرا دوباره درپست میگذارمم به امید سالی پربار وپرامید

برای بن بست شلوغ ... برای دکه... برای وحدت طلب ...برای همه

برای امید رودخانه های بلوچستان   هم ....

bahar gah az shastoni

ازسرحد بلوچستان                         

همیشه درسفربه جنوب ازسرحد بلوچستان میگذشتیم

وبه مکران پامیگذاشتیم

همیشه درسفربه بلوچستان  سرحد فراموش میشود

برای یکبار هم که شده بلوچستان را

در سرحد ات شمال

یعنی دومک ؛ شورو ؛ گلوگاه

کلچات ؛ سمسور ؛ شور شادی

تجربه خواهم کرد

 

تجربه خواهم کرد

شورَُ شادی را

خواهم دید

آنجاراکه دوخط  ناکشیده قطار

بهانه ای شد برای دیدارش

 

سفربه پیرسوران  !

سفربه اصالت محض !!

سفربه منزل شاه سواران

سفربه منطقه ایل سومال زی

دربهترین فرم بودنش - درتاریخ

 

سفربه ناشناخته ترین جغرافیای ممکن

 

جایی که اصالت  به جرم حمل گازوئیل

جایی که مردانگی وغیرت

جایی که جان به قیمت نان

ارزان شده است .

جایی که افریقای ایران است

 نه به بدیل خشک سالی !

جایی که معمای ایران است

نه به دلیل سرفرازی

……..

 

سلام پدر

...........

پدری بادستان مردانه

وچهره ای خشن

یادآور ایستادگی درمقابل

انگریز - فرنگی ها

درزمان خواب رضای مثلن قلدر

پدری بامتانت رییس ایل

 

« سردارجمعه خان اسماعیل زهی »

همان که برادران بلوچش را به ژنرال دایر

وانگلیس نفروخت

همان که باژنرال انگلیسی جنگید

همان که حاضرنشد به پناهندگی

تن دردهد

همان که گفت:

 بجای پناهندگی به فرنگ

اگرکفتارهای وطنم وحتی رضاخان

بدرندم بهتر است

 

همانکه داغ اعدامش

به دل تبعیدی جزیره موریس ماند

همانکه خلف رضاخان اورا

سردار مرزدار نامید

همانکه به خاطر وطن

 شه بخش شد

 

آه ای پدربزرگ تنها

دعاها ونمازت را دردل کویر

یادنکرد

جزآن گابریل کلیمی

آلفونس گابریل …….

اسمی که شاید شنیدن آن

تکانی از سرخنده به محاسن سفیدت بدهد

یادت است

 زمانی که باران هنوزمی آمد

گابریل دردومک  بود

همانکه بااوهمسفره نشدی

که مذهبت اجازه نمیداد

اوتورا ندید اما

اما دروصفت آنقدرگفت که

مااهل قلم وکتاب آنرا مبالغه مینامیم

ازنمازت در کویر

ازمردانگی وغیرتت

ازقول    وپای قسم نشستنت…..

همان که با "عبورازصحاری ایران"

میهمانت بود !

 

بابوجان بچه ها…….

اکنون چرا همه چیزدیگرگون شده

بقول خودت زمانه چپه شده؟

اکنون نامت همچون نازینک های زنان ایل

ازیادها رفته است!؟

اکنون دستانت همچون دلَُ و زمینُ و کشت وکارت

 سردَُ وکم رمق اند

اکنون شماهستی ومویه های پنهان مادر

 

وشما نگاه میچرخانی ….

به من……………..

 ازنگاهت شرم میکنم

و     دستت رامیبوسم

 

 : ببخش مرا پدر

قصد دلجویی ندارم

 

پدربلوچم…

کاش احساسم جایی برای تفکر میگذاشت

نمیدانم تا کی ..؟

اما میدانم روزی تو بازخواهی گشت

بااسبی دیگر...که نه  باجمازی دیگر

باشکوهی بیشتر از پیش

بالهجه ات   بازبان  قومت  

که مثل زبان دری تاجیکی

 ناب وصمیمی است

 با اینـجی پرازسُهُورُ و پُهل

با زبان بلوچی ناب سرحدی

وبا نی ای که آوازش سالها

ننواخته   سینه ی دل سوخته ای را

 

راستی بابای بلوچم…….

هنوزتلارهایت کبک دارند

کل ومیش بره هایت درچرایند؟

ناورهایت آب دارند؟

نازحاتون میانتیر گدامش

ایزک شیرش

 برقرار است؟

 

هنوز هم از پی چًـ وً ل گدامش

دود  بهار میزند بیرون ؟

سیاه چاجوش روی کته پا

هنوزبیتاب چوپان مانده است؟

 ..  ..

 ..  ..

نگاهت را بر نمیتابم اگر جوابم رابانگاهی بدهی که

آه ه …ای ای….ای

 

 

+ نوشته شده در  14 Mar 2009ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


چرادرختان کهور وکلیروکنار سیصدساله بلوچستان راقطع میکنند؟

استان سیستان وبلوچستان علاوه براینکه درسالهای گذشته دچارقهرطبیعت ازنوع خشکسالی بوده استدچاراقدامات متناقض بااصول زیست محیطی منطقه توسط برخی مسئولین گردیده است.*

براساس تصمیم رییس جهادکشاورزی استان یکصدوپنجاه هکتار(150 هکتار)اززمینهاورویشگاههای جنگلی درمناطق حفاظت شده باهوکلات که دارای درختانی بابیش ازسیصد(300سال) عمر میباشد ریشه کن شده است وبنابرتصمیم آن ارگان محترم پاک تراشی گردیده است.

اینکه به بهانه اشتغال زایی برای زنان سیصد هکتاردیگرنیزقراراست باموافقت منابع طبیعی استان پاک تراشی شود بسیارموردسوال است زیراازیکسوبطورمشخص برای اشتغال زایی این قشرازجامعه راهکارهای بهتری وجوددارد وباتوجه به این امرکارشناسی لازم دراین زمینه صورت نگرفته است وبراساس استعدادشناسی خاک منطقه تصمیم گیری نشده است .عکس تزیینی است

جالب است بدانیم که استان سیستان وبلوچستان به صورت عمومی دراذهان مردم ایران منطقه ای کویری فاقددرخت وگونه های گیاهی وجانوری است امادرواقع اینطورنیست  آنچه اتفاق افتاده ناشی ازخشکسالی های سالیان اخیراست  که بیشترمناطق جنوب کشوررافراگرفته است.ازسوی دیگردراستان کرمان که آشکارابخش عظیمی ازکویرلوت درآن قراگرفته است باتلاش مسئولین چنان این استان راازکویربری نموده است که دراذهان عمومی خلاف واقع شکل گرفته است ومسئولان ماتصمیم های نادرست اینچنینی بادست خودجنوب استان را نه تنها دراذهان بلکه درواقعیت به کویرتبدیل خواهیم نمود.

باتوجه به گزارشهای مردمی درروزنامه ها ازجمله روزنامه همشهری مردم ازاین کارراضی نبوده ومشکل بیکاری زنان وجوانان ازاینطریق مرتفع نخواهدشد زیرا این زمینها درقبال دریافت قیمت آن واگذارخواهندشد که بسیاری ازافرادبومی توانایی پرداخت آنراندارندواضح است که  قطع درختان باعث فرسایش خاک منطقه شده ومشکلات صدچندانی راایجادخواهدنمود.

حال چرادشتهای حاصل خیززرآباد وگوهر کوه وبسیارجاهای دیگردرحاشیه دریای مکران  که هنوز کشف !نشده اند رهاشده وبه جنگلها ی باارزش باهوکلات که تک درخت درآن ازنقطه نظرکشاورزی وزیست محیطی ارزش بسیاری دارد ؛ قرعه به قطع درختان صورت گرفته است ؛ شایسته است به ابهامات بوجود آمده توسط مسئولین جهادکشاورزی ؛ منابع طبیعی وحتی محیط زیست پاسخ درخورداده شود. 

 *-یادمان نرفته که دراوج خشکسالی اندک آب مانده در زه -های باهوکلات که محا زیست نادرترین نوع تمساح درجهان بود به مصرف موزستانهای برخی میرسید که ازطبقه ازمابهتران بودند. 

+ نوشته شده در  27 Jan 2009ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


اوباما نیست                                                                                      ghaza in fire

درشرایطی که ایالات متحده وبالطبع دنیای غرب درخواب کریسمس بسر میبرندودر حالی که امریکا وجرج بوش درتعطیلات خود رابه خواب زده –اند ودرحالی که بروک اندرسون سخنگوی اوباما موضعی منفعلانه دارد و اوباما مثل خیلی ازابلهان تاریخ مثالهای ابلهانه میزند وجنگ  اسرائیل برعلیه ساکنان غزه راجنگ برای دفاع اسرائیل ازامنیت ساکنان خود میداند !ساکنان غزه وبالطبع مسلمانان اهل سنت درامتحان سخت الهی بسرمیبرند.

مثال احمقانه اوباما که نام مبارک حسین اصلن برازنده او نیست ، اینست که اگر کسی به خانه من که دو دخترمن درآن بسر میبرند حمله کند من با تمام قوا برعلیه او خواهم تاخت نشان از بیسوادی تاریخی محض اودارد.

ودرکنار این امرهمانقدر که جامعه اسلامی خام قول و قرارهای صهیونیست ها بودند همانقدر صهیونیست ها فرصت طلب بودند.

گرچه این حملات بابی خبری محض اهالی غزه اتفاق افتادواین بی خبری باعث شهید شدن 250نفرگردید اما به امید خداوند سبحان وبا آمادگی بیشتر تعدا کشته ها درروز دوم به حداقل رسیده بود.

وانشاالله غاصبان صهیونیست بیاری خداوند یارای جنگ فرسایشی را نخواهند داشت ونصرمن الله وفتحاقریب شامل اهالی غزه ومسلمانان خواهدشد.

همه این حوادث راوقتی حادث شده می بینیم این امربه ذهن مشتبه میشود که چراامت اسلامی اینقدر بی تفاوت هستند؟

واقعیت اینست که وقتی جنگ های گذشته اعراب واسرائیل رامطالعه میکنیم میبینیم که همیشه به این شکل نبوده وامت اسلام دست وپابسته نبوده اند .

مصردرمقابل اسرائیل چندبارتجربه نبرد رودررو دارد ایستادن دولت جمال عبدالناصر ویارانش باآگاهی ازنقاط ضعف خود وارتش مصرهنوزدرخاطرتاریخ مانده است هنگامی که بافرودگاه بمباران شده ونیروی هوایی زمین گیرشده درمقابل ارتش مسلح صهیونها که به آخرین متدهای جنگ ازطرف انگلیس وامریکاآشنا بودند  تصمیم به مقاومت گرفتند وحتی هرکدام ازبزرگان مصرباآگاهی ازمغلوب شدن برای اینکه ننگ اسارت رانبینند تصمیم گرفتند که به انتحار باقرص های سیانور دست بزنند .....

اینکه چرااکنون بنظربی تفاوت می آیند ریشه درفرهنگ دارد فرهنگی که بعدازسالها جنگ وکشتار درسرزمینهای اشغالی آنها راآداپته کرده است .

واقعیت اینست که مسائل کلان سیاسی ملل به خود آنها ارتباط داردوکسی نمیتواند برای آنهاتکلیف تعیین کند زیرا که نه تنهادنیای اسلام دچارچنددستگی شده بلکه هرکدام ازمردم آسیا واعراب با منافع وارزشهای مادی ومعنوی خود جواب دعوت به جنگ را میدهند ومطمئنا برای سیاسی کاری واطاله زمان توجیهاتی دارند واین ازپیچیدگیهای جوامع امروزی است که به هرقیمتی حاضرنیستندثبات سیاسی واجتماعی خودرابهم بزنند.

آسیب شناسی این امراگربدورازتعصبهای قومی ومذهبی صورت بگیرد مطمئنا راهکاری راپیش پای امت اسلامی خواهد گذاشت به یک تعبیر مللی که ازجنگ به هرشکل آن بیزاری می جویند اقبال بیشتری ازرسیدن به صلح وآرامش ازطریق گفتگو نشان خواهند داد .

آخرین اخباراینست که:

 هواپیماهای اسرائیلی تونل هایی را که گمان میرود ازطریق آن به اهالی باریکه غزه کمک های غذایی ودارویی ونظامی ارسال میشود ؛را بمباران کردند.

6500سربازصهیونی به خدمت فراخوانده شدند...

گردان جاندرو سخنگوی کاخ سفید هم خواستارآتش بس شد

اول ژانویه-وآخرین خبراینست: محمودعباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین تاکید کرد اگر اسراییل حملات وحشیانه خودرامتوقف نکند تمام مذاکرات صلح که تاکنون بی نتیجه بوده متوقف خواهد نمود.

سوم ژانویه:محمودعباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین به نیویورک رفت.

+ نوشته شده در  1 Jan 2009ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


همیشه درسفربه جنوب ازسرحد بلوچستان میگذشتیم

وبه مکران پامیگذاشتیم

وهمیشه درسفربه بلوچستان  سرحد فراموش میشود

برای یکبار هم که شده بلوچستان را

در سرحد ات شمال

یعنی دومک ؛ شورو؛ گلوگاه

کلچات ؛ سمسور؛ شورشادی

تجربه خواهم کرد

لطفا برای خواندن> ادامه مطلب را کلیک نمایید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  24 Nov 2008ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


باخبرهستید که متاسفانه دربامداد چهارشنبه هشتم آبان ماه برابر با 29 اکتبر-2008  میلادی در شمال شرق شهرکویته واقع دربلوچستان شرقی بازلزله ای باقدرت تخریب بالا اتفاق افتاده است وبه دلیل دورافتاده بودن منطقه کمک رسانی به آنجا بندرت صورت میگیرد.رحیم بخش جعفری وانورصاحب ازدست اندرکاران سازمان ملل بخش یو.ان.سی.آردرگفتگویی بابخش رادیو اردوی وی.او.آ ازنیازشدید آوارگان به چادروپتو صحبت کردندزیرابه دلیل شدت تخریب منازل بچه هاوزنان درمیادین عمومی روستا وباغها شب رابه صبح میرسانند.بنابه گزارشهای رسیده درروستای توتل وزیارت شدت تخریب بالا بوده وعلاوه برآن تاکنون سی مورد پس لرزه بالای شش ریشتردرمنطقه رخ داده است که باتوجه به مصالح بکاررفته در منازل احتمال بالا رفتن آمارتلفات بسیارزیاد میباشد .http://video.aol.com/video-detail/kashmir-earth-quake/471395336


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  1 Nov 2008ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


رمضان همیشه دربلوچستان باحزنی ناخواسته همراه میشود!بااینکه درمیان اهل سنت عزاداری چه برای چهاریار(رض) وچه دیگربزرگان اسلام ِحتی درسالگرد رحلت آن بزرگواران رواج ندارد اما

 به هرطریقی دل مارا میشکنند         دوست جدا دشمن جدا میشکند

 و.....اینچنین است که دلهای اهل سنت بلوچستان دربهار ِ رمضان پاییز را زودتراز آنکه فررابرسد

لمس میکنند شمردن دلایل آن وتکرار اخبار مدنظرم نیست ! اما حس میکنم آن بالا کسی می خواهد

 بنده اش با دلی شکسته تر اذان روز جمعه  رابخواند طوری که نمازگذاران درپایانِ اذان به حرفهای

 نگفته وبرزبان نیاورده  موذن بادلی پر  ناله کنند وخدای شان رافریاد بزنند......تاحدی که خطیب جمعه وقتی خطبه میخواند بغض صدایش انباشته ازحرفهای  ناگفته ای باشد که ما میدانیم وخدای مان .

و هنگام تلاوت سوره های قرآن کریم توسط پیش نماز شانه های مردم دردمند آنچنان بلرزد که گویی عرش خدایشان میلرزد...

این نعمت کمی نیست شاکرش کحاست...................؟

وصدای عزیزم همچنان درگوشم میپیچد:

ربنا ظلمنا انفسنا وان لم تغفرلنا وترحمنا لنکونن من الخاسرین

ربنا ظلمنا انفسنا وان لم تغفرلنا وترحمنا لنکونن من الخاسرین.............................................  

ماراهم دعاکنید..........

 

+ نوشته شده در  27 Sep 2008ساعت 3:35 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


ماجرای انتقال دکتر دهمرده وپیش بینی ما


درست 10روز پیش بود که در یک پست بنده اعلام کردم که قراراست آقای دکتر دهمرده ازسیستان وبلوچستان به استانی دیگر(کرمان) منتقل ومشغول به خدمت شود .اما دراین مدت خیلی ها واز جمله خود آقای دهمرده به این مهم معتقد نبودند وشنیده شد که جناب آقای دهمرده باطرح برنامه هایی ناقص ودردست اقدام تقاضاکرده است که تاتحقق کامل طرح های نیمه کاره درسمت استانداری بماند ولی ظاهرا این امر محقق نشد وهیئت دولت درروزیکشنبه ایشان را به استانداری استان کرمان گماشت!

ازآنطرف با تمام کوششهایی که ازطرف دوستان استاندار کرمان جناب دکتررئوفی درجهت ابقای ایشان صورت گرفت امادولت باتوجه به درخواست های مردم این دواستان تصمیم قاطع گرفت تابه خواسته های مردم هرچندباتاخیرتوجه کند واین مهم البته برای مردم منطقه بلوچستان قابل ارزش واحترام است.

درهرصورت قرا است فردا سه شنبه 25 تیرماه مراسم معارفه جناب دکتر دهمرده درشهرکرمان برگزار شود... وامیدوارم که تغییر استانداردراستان مامایه خیروبرکات باشد و .....همین .....


اما من ازکجا وچگونه این پیش بینی راانجام دادم برمیگردد به اینکه تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

بالاخره تیری به تاریکی برهدف نشست و....همین..... .به امید اینکه تغییرات موجب خیر ومایه برکت باشند.

نظر شما مایه آپ کردن بیشتر ومایه تشویق حقیر میباشد پس ازدرج نظرخود مارابی نصیب مگذارید..یا هو

+ نوشته شده در  14 Jul 2008ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


همزمان با منتقدین اهل سنت آیت ا...سبحانی ازسریال یوسف پیامبر(ع)انتقاد کرد

آیت ا...سبحانی برخی ازمسائل تصویرشده در این سریال راازاسرائیلیات ونامناسب بافضای کنونی جامعه دانست .وی باشرح مختصری ازداستان کفت:مقام بشری انبیا(شاید)قابل تصویر باشد ولی مقام معنوی بالای آنهاکه وحی باشد قابل تصویر وریختن درقالب تجربه وفیلم نیست.

آیت ا...سبحانی که ازمراجع تقلید بشمار میرود، دردیدار با عوامل سریال ملک سلیمان (ع)یادآوری کرد که حضرت سلیمان (ع)باآنکه ازحاکمان بزرگ زمان خود بوده است؛جزوه مظلومترین انبیای بنی اسرائیل است اما متاسفانه نویسنده گان تورات ونویسنده گان مسیحی به بدترین وضع اوراتشریح کرده اند که (این) وضعیت وارد کتابهای اهل سنت نیزشده است .وی همچنین یادآورشد که نباید مسائل اسرائیلیات وتهمت های ناروا به حضرت داوود وسلیمان (ع)به تصویرکشیده شودو(محتوای سریال)حضرت سلیمان (ع) بایدجنبه الهی داشته باشد وبراساس قرآن کریم وازمنابع شیعه ساخته شود وهرگزحالت افسانه ای به خود نگیرد.

دفاع فرج ا...سلحشور                                                   

     

فرج ا...سلحشور کارگردان سریال یوسف پیامبر(ع)دردفاع ازاثرش نیزگفته است که من آنچه را که درتفاسیر وجود دارد،آورده ام واگرهم موضوعی درسریال وجود دارد که به اسرائیلیات برمیگردد؛مقصرکتابها وعلمای ما هستند.براساس نوشته روزنامه اعتماد ملی مورخ بیستم تیرماه وی درپایان انتقاد ازخود راباسوال ازعلماوبزرگان همرا کرد وپرسید چراتاامروزعلما وبزرگان ما این اسرائیلیات راازکتابهای ناخارج نکردند واین کتابها (چرا)اصلاح نشده اند ؟ که امثال بنده بی سواد،این کتابها رابخوانیم واین اسرائیلیات وارد آثارمابشود.این قصور به گردن بزرگان وعلمای ماست که دراین زمینه کوتاهی کردند ومن فقط آنچه را که درکتابه بوده است به تصویر کشیده ام.

آنچه که نقل شد فقط جنبه اطلاع رسانی داشت اما سوالی که ذهن خواننده این سطور راجلب میکند واقعا درمملکت ما وبخصوص دراین بحث( سینمایی سازان وسریال سازان)ازچه رانتی استفاده میکنند که این طورآشکارا به انتقاد ازمراجع میپردازندوبدون اینکه نامی ازکتب ونویسنده گان آنها ببرندبطور کلی همه مشکلات رابه عهده مراجع میآندازند.واضح وروشن است که اینگونه فرافکنی نتیجه اهمال نویسنده است که بدون اینکه به خود زحمت تحقیق وتفحص بدهند وازآنچه پیشینیان نوشته اند گرته برداری صرف کرده وضعف های خودرا به (عهده )دیگران می آندازند.

حال سوال اینجاست که وقتی قرار است هنرمند صرفا یک کپی کارکتب باشد پس مولف وصاحب اثر کیست؟

آیا فیلم سازانی که درگذشته دراین حیطه هادست به تجربه زده اند صرفا آثارراکپی وتبدیل به فیلم نامه کرده وبرروی سلولوئید یامگنت ثبت کرده اند یا آنقدرکنکاش کرده اند تابه عنوان صاحب اثرشناخته شوند.به هرحال مولف یک اثرصاحب اثر است ونویسنده یا کارگردان باگزینش متن کاررابقول ورزشیها ازآن_خودش میکند.مگرنبودن کسان دیگری که دراین عرصه به کارساخت فیلم سینمایی وسریال دست زدند؟گاهی ممکن است که تحقیقات یک اثرازخوداثربیشتر وماندگارتر بوده اند وچه بسا که آثاری ازاین دست توانسته اند حرفی نو بزنند زیرا که بقول حکیمی همه چیز راهمگان دانند وهمگان هنوزازمادرنزاده اند.

کیست که به مصطفی عقاد شهید اینگونه بنگرد بیاد ندارم که مولفی درعرصه های متفاوت ضعف خود رابرعهده آثاری بگذارد که مورداستفاده قرار داده است.آنچه عذرسلحشور رابیشتر غیرموجه میسازد عملی است که سازنده گان سریال ملک سلیمان (ع)درابتدای کارانجام دادند.دیدار ومشورت باعلمایی که آقای سلحشورگناه خود رابرعهده آنان میگذارد.

+ نوشته شده در  12 Jul 2008ساعت 7:5 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


                                                                 

نفس حضورجنبشهای مدنی درجامعه ای که فاقد احزاب مردمی به معنای اصیل کلمه است در مقابل حکومت وزیر مجموعه آن که وظیفه وضع قانون میپردازد معنا پیدا میکند. اعتراضاتی که منبعث ازخواسته های قانونی ،مدنی یا واکنش به کنش هایی هستند که به هر حال موردپسندقاطبه درست اندیشان ونه لزوماروشنفکران قرار میگیرند،ازآندسته رفلکس هایی هستند که باید به هرشکل در مقابل امورنادرست ظهور بیابند ومسببین آن که درمسند قانون گذاری یاقضایی نشسته اند بدین گونه درنبود احزاب وروزنامه های مستقل،مورد ارزیابی عملکرد قرار می گیرند .

مسئله اینجاست که درکشوری که خود را ام القرا قلمداد میکند این حنبش ها نه تنها ونباید محکوم بلکه تقویت شوند تاقانون گذار وظابطین باری به هرجهت به این امور نپرداخته بلکه میزانی در دست داشته باشند ودرواقع جوابگو باشند.درنبود این احزاب وگروههاست که اعتراضات خودجوش درمقابل خواسته های منکوب شده وعدم جوابگویی به خواسته های  کوچک وناچیز منجربه فاجعه میشودوهمانطور که تجربه شده است بستن یک روزنامه منجربه فاجعه ای شد که تاسالها به عنوان سمبل  واکنش در مقابل بی عدالتی ازآن یاد میشود درصورتی که در یک جامعه قانون مند  خواسته های حداقلی نباید به سرانجامی منتهی گردد که برای التیام آن سالها باید بگذرد . واین میسر نمیشود مگر به لطف داشتن گوش شنوا به خواسته هایی که ممکن است باکمترین هزینه اجابت شوند .

باور کنیم که خدمت به مردمی نجیب همچون ایرانیان نه تنها آسان است بلکه ملت ایران کم توقع ترین ملتی است که میشود با اندک داشته ای ویرا،راضی وشاکر درآرامش به زندگی امیدوار کرد.

 

+ نوشته شده در  8 Jul 2008ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


یک خبر بسیار فوری وجالب با یک مقدمه:

sory

استان کرمان واستان بلوچستان وسیستان از نقطه نظرهایی مشابهات بسیاری دارند واگربه کتب تاریخی کرمان نگاهی بیاندازید گویی تاریخ بلوچستان رادرآیینه آن می یابید.تاریخ افشاریه کرمان وتاریخ کرمان علی نقی وزیری وبخصوص حاشیه های نگاشته شده استاد ارجمند تاریخ وبقول زنده یاد شاملو تاریخ زنده ایرانُ استاد مکرر باستانی پاریزی ویاد وگرامیداشت او ازمخاذیل بلوچ ؛که بسیار زیباآورده شده ونگاشته شده ؛مارابا تاریخ گمشده بلوچستان بیشتر آشنا میکند.بگذریم ازداستانهای بسیارجذابی که مردم کرمان از مخاذیل بلوچ در سینه دارند.از این مهم که چگونه دواستان در مواردی مشترکاتی بسیار نزدیک دارندنگذریم زیرا که من به دوستان ساکن در جنوب کرمان گاهی اوقات به شوخی نوه بلوچها اطلاق میکنم میدانید وهمه میدانند که نرماشیر ؛جیرفت ؛جبال بارز؛ تارودبار وقلعه گنج ؛زه کلوت و بشگرد (بشاگرد)تا همین چند دهه پیش پاره ای ازبلوچستان بودند واگر به شناسنامه های بجامانده پدر بزرگ ها ؛ قبل از دهه چهل نگاهی بیاندازیم صادره از ثبت واحوال حوزه بلوچستان میباشند. البته این سند ومدارک جمع کردن من ؛ ادعای برادری بدون طلب ارث ومیراث است ؛شواهد بسیاری دردست است که فرهنگ این خطه هادر موارد کثیری انباشته ازشباهت ها ومشترکات است.زبان ؛آداب ورسوم؛تاریخ ؛پوشش مردم وازهمه مهم تر موسیقی ؛ ونوع نگاه به زندگی ازویژه گی هایی است که مردم ما واین خطه رابسیار بهم نزدیک مینمایاند. تنها فرق منطقه مابا جنوب کرمان؛ نزدیکی مابامرزهای خاکی وآبی ست که این مهم باعث شده نوع نگاه

  نظام به معیشت مردم این خطه تفاوتهایی داشته باشد. map in hand

موخره:

 با این مقدمه افتخار دارم به اطلاع برسانم ؛ به هرروی قراراست که یک جابجایی مهم در این مناطق رخ دهد وآن عوض وبدل کردن جای دو نفر ازشخصیت های مسئول درحوزه سیاسی است البته با رودیکردی متفاوت ! دکتر بسیار محبوبی درسیستان زندگی میکرد که عهده دار عمران سیستان بود واکنون نیز دراستانداری به همان شغل میپردازد !؟

salam dr.

بله جناب دکترحبیب ا...دهمرده واینطرف دکتر محبوبی دیگر ازدیارغرب کشورایران جناب دکتر رئوفی نژاد که قبلن در کسوت نظامی بوده است و باتغییرشغل به استانداری دیارکریمان (کرمان) مشغول بود که البته محبوبیت اوازنرده های کوتاهی که بر دورعمارت معظم استانداری تنیده شده وآنجا به پارک مشابهت مینماید؛ مشهود است .درمقابل دژی که در زاهدان ودرمعیت میدان آزادی دور عمارت آن سامان –استانداشتی !!تنیده شده است.!!

estefa na jabejaee dahmardeh                        biya jana raoofi                         raoofi nejad miyad

 باری براساس شنیده ها ؛قرائن وشواهد قرار است ظاهرا ساکنین این دوعمارت ؛دکترین دهمرده ورئوفی نژاد جاعوض کنند ......!!تفسیر این دوحرف باشما وانشاالله که این اتفاق میمون حادث شده ومردم هردوبلد به آرزوی دیرینه* خود برسند.

 *اینکه من عرض کردم آرزوی دیرینه منظورم درخواستهای مکررمردم است که بطورعموم ازدولت مهر_درسفر میخواستند که این دکترهای بسیارمحترم رابجای بهتری منتقل کند که بحمدلله من میتوانم درآینده نزدیک به آن عزیزان تبریک گفته واکنون دست مریزاد عرض مینمایم.

 تمت بالخیر درشب شنبه مورخه پانزدهم سنه 1378 خورشیدی ودوم ماه رجب المرجب1429هجری قمری...الاحقر محمد بلوچ(شه بخش)

****اگر نظر بدهید منت گذاشتید http://www.capchan2005.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  6 Jul 2008ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


خبر اینست :استاد "خدامراد شهلی بر" خواننده و نوازنده محبوب اهل خاش در حالیکه سوار

برموتورسیکلت خود جهت اجرای برنامه موسیقی در مسیر خاش-پس کوه از توابع خاش در حال حرکت بوده , از طرف نیروهای مرصاد خاش هدف  تیراندازی قرار ميگيرد و کشته ميشود.

((سلامم را از هزار سال باران بپذیر

می‌خواهم این باراز سرزمین نامه‌های نانوشته

 برایت چند خطی دل بنویسم))

 موسیقی بلوچستان همیشه مهجور بوده است وموسیقی سرحد-بلوچستان بیشترخدامراد شهلی برازجمله هنرمندان خطه سرحد-بلوچستان بود.

((می‌خواهم بگویم آمده بودی دیشب

 چند قدم مانده به پلک سه تارم))

این استاد موسیقی که نه ارشادی بود ونه ازارشاد حقوق میگرفت ونه درطرح تکریم هنرمندان اسمی از وی وجود داشت؛ تنها ازطریق اجرا درعروسی هاارتزاق میکرد ولحظاتی رابرای کشاورز ومالداری که به حکم رسم بلوچی دور فرش دامادی جمع میشدند؛نوایی مینواخت ..

ودر دورانی که ادعا میشود،ایران امن ترین نقطه درخاورمیانه است،توسط یگان هایی ازنیروی انتظامی بنام مرصاد کشته میشود....چرا ؟

چون ساز او چون سایه ساز ویکتور خارا درچشم مرصادیان اسلحه بنظرآمده است .

{ نيروهاي مرصاد  به نزديکان وي اظهارداشته اند که خدا مراد زمان حرکت آلت موسیقی"تار" خود را بر روي فرمان موتورگذاشته بوده و آنها هم "اشتباها" فکر کرده اند وی ازاشرار مسلح است که مجهز به "اسلحه گرينف" ميباشد و بدون فرمان ایست به سوی وی تیراندازی کرده اند}

((بلوچستان پیر شد به یاد قدم‌هایت

قسم به سه تارم -.......

راستی تا یادم نرفته بگویم

 دیشب از لای گیسوانم چند کبوتر و دل پر زد))

 ‌ ‌

 *اشعا رداخل پرانتز ازشاعره گران مایه زلما بلوچ میباشد.

خبرازرادیوبلوچی اف ام

+ نوشته شده در  17 Jun 2008ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


تمدن بمپور

شاید درزمانی که باستان شناسان به منطقه به هر دلیل نمیامدند  این حرف شعاری بیش بنطر نمی آمد اما ...

http://www.chn.ir/News/?section=2&id=46381با کشف شواهدی از محوطه‌‌اي به وسعت يک در يک و نيم کيلومتر که در ميان تپه‌هاي ماسه‌اي  مدفون شده است، نشان مي‌دهد تمدني به بزرگي یک شهر در اين نقطه از استان مدفون مانده است. ghleh bampoor

>>در دره بمپور محوطه عظيمي وجود دارد که با تپه‌هاي ماسه‌اي پوشيده شده و به همين علت هنوز کسي محل آن را شناسايي نکرده است. اين تپه هم وسعت شهر سوخته است و احتمالا تمدني به عظمت شهر سوخته در آن وجود داشته است.<< "مهدي مرتضوي"، باستان شناس و عضو هيات علمي دانشگاه سيستان و بلوچستان علاوه برآن به این نتیجه رسیده است که: «وسعت اين محوطه باستاني نشان مي‌دهد (که) با شهري بسيار بزرگ مواجهيم و احتمالا از آنجا که هم دوره شهر سوخته است، بايد تمدني مشابه آن و يا به بزرگي شهر سوخته داشته باشد

علاوه بر آن ، ایشان به CHNنیز گفته اند که «از آنجا که بلوچستان مسير ارتباطي براي دستيابي به دريا بوده است، بي شک بايد محوطه‌اي با اين عظمت در بمپور شناسايي شود. مطمئن هستم که تعداد محوطه‌هايي با اين بزرگي در بمپور کم نباشد و حتي در ديگر نقاط بلوچستان از قبيل سراوان بايد محوطه‌هايي به اين بزرگي وجود داشته باشد.».

نباید فراموش کنیم که عزت بلوچ وبلوچستان عزت وسربلندی ایران است وبه هیچ جایی بر نمیخورد که قتل عام قوم بلوچ توسط ارتش رضاخان رابحساب انتقام مبارزات طاغوتی  وجانفشانی این مردم را دربرابر انگلیسی های وقت و مبارزه در راه حفظ آب وخاک بدانیم .به تعدا کم شهدای اودر جنگ هشت ساله خرده نگیریم.انتظار داریم همانطور که همه ملل به گذشته تاریخی ومبارزاتی خود میبالند اجازه دهیم ؛تاریخ به مسیر خود ادامه دهد وبلوچ وبلوچستان همچنان به مسیرتاریخی خود تارسیدن به آنچه همه دست یازیده اند ادامه دهد.

+ نوشته شده در  13 Jun 2008ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  | 


مقدمه:

تاریخ شهادت میدهد که وقتی آزاد خان خارانی به منطقه سرحد حمله کرد سردار بلگاک ؛ پدر بزرگ سردار جمعه خان اسماعیل زهی؛باوجود مشکلات بسیاری که ازنظر مال ونفرات داشت ؛بر وی یورش برد ونه تنها احشام خود را آزاد کرد که اردوگاه تاراج گران را تار ومار نمود.

 

از زمانی که رضاشاه با نیرنگ وقسمی که پشت جلد کلام خدانوشت وبااین حربه بلوچهای مومن ومبارز را درحوالی سراوان فراخواند تا با آنها پیمان صلح برقرار کندُُِباسو استفاده ازاعتماد وساده دلی مردان بلوچ ؛ به قتل عام آنها دست زد ! از نقطه نظرتاریخی مدت زیادی نمیگذرد.همچنین اززمانی که ژنرال انگلیسی-رجینالد دایر-براثرمبارزه سرداران بلوچ مجبور به ترک خاک ایران درمنطقه بلوچستان شد نیز مدت مدیدی سپری نشده است ،امااگرنبود نقل سینه به سینه آن  جریان توسط مردان بلوچ ؟کسی آنرا نه تنها بیاد نمیاورد بلکه کلا منکر این میشد که بلوچهای این مرز وبوم در راه حفظ وطن مبارزات متعددی راپشت سر گذاشته اند.اگر نبود مبارزات سردار جمعه خان ومردان معاصرش با انگلیسها ، اکنون شاید بخش اعظمی از جنوب شرق ایران زبان دومی بنام انگلیسی داشتند

 

اما وقتی به کنکاش در مورد تاریخ مبارزات میهنی مردم بلوچ میپردازیدفقط در خاطرات زنرال انگلیسی نشانی از ظلم ستیزی ومیهن دوستی آنهم بقلم دشمنان بلوچ نشانی هایی وجود دارد ودر کتب دیگر،تشنگانتاریخ بلوچستان  را به سینه های دردمند بلوچ حواله داده اند.

 

راستی مگر بلوچهایی که بارضاشاه جنگیدند مبارزان ضد طاغوت نبودند ؟ویا شهیدان قاضیی که در مصاف باانگلیسی ها ازدست رفتند مبارزان ورزمنده گان راه دین ومیهن نبودند؟چرا درآنزمان که ژنرال دایر ازمرز رباط وارد خاک ایران شد وبعد ازتاسوکی به حرمک رسید کسی در سیستان جلودارشان نشد؟بگذریم زیراکه بحث اصلی درمورد تاریخ بلوچستان ُتمدن وگذشته دیرینه آن بحثی نیست که با یک ودو مقاله معرفی وکالبد شکافی شود.اما چه خوبست که هرزمان که بحث مسائل ملی،میهنی ودینی میشود بیاد داشته باشیم که این قوم درحدتوان  دین و وظیفه خود را بشایستگی ادا کرده استُ.

 

 تاریخ سرزمین بلوچستان همیشه اکنده ازمبارزات ملی ومیهنی بوده است واین مبارزات درراه حفظ تمامیت بخشی ازکل ایران بوده است وهمچنین درزمانهایی که به دلیل ناتوانی وغفلت حکومت مرکزی ،اگرتعرضی به مملکت میشده ،مردم این منطقه بدون چشم داشت کمک ویاتشویق ازحکومت مرکزی وظیفه ذخود راادا مینموده است.

 

برکسی پوشیده نیست که لازمه مبارزات خود جوش در منطقه با اجانب؛ مردم را بسوی احداث استحکاماتی  برای  محافظت از جان خود وامیداشت که بر اثر مرور زمان وطی ادوار به صورت شهرها وقلعه ها در می آمدند.

 وبلوچستان نیز چون سیستان دارای قلاع وشهرهایی بوده که براثر مرور زمان به سوی نابودی رفته ویا دردل شنها مدفون میشدند.
 

کوه خواجه -دهانه غلامان درسیستان وشهرسوخته در مسیر زابل-زاهدان ازجمله آثاری هستندکه ازپیشینیان برای اینده نسل مانده اند.ازدیر بازباستان شناسان بدنبال حلقه گمشده ای بودند که تمدن فرات را به تمدن رود سند وصل کرده بود.ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  13 Jun 2008ساعت 1:56 قبل از ظهر  توسط محمد شه بخش  |